18/12/88
9:43 ع
آیا قرآن حادث است یا قدیم؟
هر چیزی را که خداوند پدیدار شدن آن را اراده کند ،می گوید: پدید آی ، وآن به وجود می آید،اما این فرمان نه با صدایی است که گوش بکوبد یا ندایی که شنیده شود،جز این نیست که کلام خدای سبحان فعلی است که وی آنرا انشاء و ایجاد کرده است.سخن او سخنی است که همانند آن قبلا وجود نداشته است واگر سخن (مانند ذات احدیت)قدیم بود،هر آینه آن سخن خدای دومی به حساب می آمد .
[البته این اشکال وارد نیست زیرا تعدد قدما به معنای واجب الوجود بودن آنها نمی باشد واگر گفته شود که با قدیم بودن کلام خداوند اشکالی وارد می شود و آن اشکال وجود خدای دومی می باشد صحیح نمی باشد.زیرا اصولاً تعدد قدما ربطی به تعدد خدایان ندارد زیرا در تعریف خداوند وجوب وجود لحاظ شده است نه قدم او.]
ابوقره به حضرت رضا - علیه السلام - عرض کرد چه میفرمایید درباره کتب آسمانی که آیا حادثند یا قدیم؟ فرمود: تورات وانجیل وزبور وفرقان وهر کتابی که از جانب خدا نازل شده است کلام خدا میباشد که جهت هدایت بشر نازل نموده وهمه اینها حادثند
[ نکته قابل اشاره در این مورد این است که قرآن داری نشئات و مراتبی است و از آن جمله همین الفاظ و کتابت قران است که صد البته حادث است اما در مورد حقیقت قرآن حدوث زمانی نمی تواند مطرح باشد.]
معتزله و اشاعره، هر دو بدون استثنا، قرآن را کلام خدا میدانند، اما در حادث و قدیم بودن آن اختلاف دارند.
معتزله چه کسانی هستند ؟
فرقه معتزله فرقه معتبری است از فرق اسلامی که از اول قرن دوم هجری در اواخر عهد بنی امیه ظهور کرده و تا چند قرن در تمدن اسلامی تاثیر شدید داشته اند مؤسس این فرقه یکی از شاگردان حسن بصری به نام واصل بن عطا بود که با استاد خود بر سر سرنوشت مرتکب معاصی کبیره و حدود کفر و ایمان اختلاف نظر یافت و از او مجلس درس او کناره گرفت و سپس یکی از شاگردان دیگر حسن به نام عمرو بن عبید به او پیوست و این دو به یاری یکدیگر فرقه جدیدی را پدید آوردند به نام معتزله یا اهل «عدل و توحید» که در فارسی آنان را عدلی مذهب نیز گفته اند.
سخن امام صادق – علیه السلام - درباره فرقه معتزله
امام صادق – علیه السلام - میفرمایند: خدا لعنت کند معتزله را که آنها میخواستند توحید را به کمال برسانند ملحد شدند ومیخواستند تشبیه را از میان بردارند خود مرتکب تشبیه شدند .
اشاعره چه کسانی هستند ؟
اساس طریقه اشاعره از تعلیمات جهمیه مایه گرفت و در اواخر قرن سوم و یا اوائل قرن چهارم هجری به عنوان فرقه اشعری ظهور کرد و به نام مشهورترین روسای این فرقه ابوالحسن اشعری معروف گردید، این گروه که به اهل حدیث هم مشهور گشتند دارای عقایدی هستند که عموماً در ضدیت با معتزله بنا گردیده اند.
ابوالحسن اشعری که خود تا سن چهل سالگی از معتزلیان به شمار می رفت بر مخالفت معتزله قیام کرد و جمعی پیرو او شدند.4
نظر اشاعره ومعتزله درباره حادث وقدیم بودن قران چیست؟
اشاعره میگویند: قرآن چون کلام الهی است و محصول صفت تکلم خداست، پس باید مانند صفات دیگر او قدیم باشد. اما معتزله قرآن را در عین کلام خدا بودن آن، با مقتضای زمان و زمینهها، مخلوق و حادث میدانند، مانند وجود من و شما و موجودات حادث دیگر که در عین آنکه مخلوق خدا هستند، قدیم نبوده و حادث هستند.
نظر شیعه درباره حادث وقدیم بودن قران چیست ؟
طبق ایات وروایت شیعه بر این عقیده است که قران کلام خداست وحادث است اگر منظور از کلام اللّه، محتوا و مضمون آن است، به طور قطع «قدیم» است یعنى همیشه در علم خدا بوده و علم واسع پروردگار همیشه به آن احاطه داشته است. و اگر منظور، این الفاظ و این کلمات و این وحى است که بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده، آن هم بدون شک «حادث» است.
به تعبیر دیگر، قرآن الفاظى دارد و معانى، الفاظش قطعاً حادث است و معانیش قطعاً قدیم است .
تکلم و سخن گفتن خداوند به چه معناست؟
متکلم بودن یکی از صفات فعلی خداوند است، تکلم به آن معنایی که در انسانها مطرح است درباره خدا محال و غیر ممکن است چه آنکه قبول این معنا مستلزم جسمیت حق تعالی است و خداوند از آن، منزه و پیراسته است.
حضرت مولی الموحدین علی - علیه السلام - در این باره میفرماید: متکلم لابرویه.
سخن میگوید اما نه از طریق فکر و کلمات.
یخبر لابلسان و لهوات..
خبر که میدهد نه با زبان معمولی است و نه با زبان کوچک (که آخر دهان است)
یقول و لا یلفظ و یحفظ و لا یتحفظ.
سخن میگوید نه به الفاظ، مطالب را در نظر دارد ولی نه در حافظه.
[ برای مطالعه بیشتر در مورد کلام الهی مب توانید به این لینک مراجعه کنید]
زمان بادیست که مے وزد. هم هست و هم نیست. آنان را که ریشه در خاکِ استوار دارند از طوفان هراسے نیست. جنگ مے آمد تا مردان ِ مرد را بیازماید. پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند! اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. زمان ما را با خود برده است اما این صدا جایے بیرون از دسترس زمان باقیست، و روزها یکے پس از دیگرے مے گذرند. بادِ زمان در این شهر زمینے مے وزد ،نه در آن شهر آسمانے که در کرانه ابدیت، بیرون از رهگذر باد وجود دارد . آن روزها مانده اند و باد زمان ما را با خود برده است ... حقیقت همین است ... . آن روزها زمین و آسمان به هم پیوسته بود و مردترین مردان ، از همین خاک بال در آسمانها مے گشودند. زمین عرصه ے ظهور یک حقیقت آسمانیست و جنگ بر پا شده بود تا آن حقیقت ظهور یابد. زندگے ادامه دارد و حقیقت جز در لحظاتے کوتاه ، نقاب از چهره بر نمے گیرد. شقایق ها پژمرده مے شوند اما عشق و زیبایے ماندگار است. زمان بادیست که به نخلستان آسیبے نمے رساند؛ غبار و خس و خاشاک را جابجا مے کند. از خود مے پرسیدم؛ کدام ماندگار تر است؟ کوچه و خیابانها؟ تصاویر؟ و یا آنچه در بطن این فضای روے داده است؟ دیدم که این همه جز بهانه اے براے وجود و ظهور آدمے بیش نیست ، همان سان که حجاب هاے ظلمت و نور نیز، بهانه ے تجلیه ے حقیقت اند. دیدم که جنگ برپا شده است که تا از این خاک دروازه اے به کربلا باز شود و مردترین مردان در حسرت قافله عشق نمانند. و چنین شد...