سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
اگر کسـﮯ تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ... دلگیر نباش که نـہ تو گناهکارﮮ نـہ او !!! آنگاه که مهر مـﮯورزﮮ مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا مـﮯکند... پس خود را گناهکار مبین! من عیسـﮯ نامـﮯ را مـﮯشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داده و تنها یکـﮯ سپاسش گفت !!! من خدایـﮯ را مـﮯشناسم کـہ ابر رحمتش به زمین باریده ... یکـﮯ سپاسش مـﮯگوید و هزاران نفر کفر !!! پس مپندار بهتر از آنچه عیسـﮯ و خدایش را سپ


آنها بـہ توافق مهمـے رسیدند که قهوه‌هاشان را تنها با یک قاشق شکر میل کنند
سپس بـہ توافق رسیدند درباره قیمت اتاق‌هاے هتل
بنا شد پول اتاق‌ها را بـہ دلار و یورو حساب کنند
توافق بعدے بر سر پرداخت پول اتاق‌ها بود کـہ با ظرافت تمام این کار را بـہ ما سپردند
آنها بر سر چیزهاے مهم دیگرے نیز توافق کردند
مثلاً این کـہ مسـے بهتر است یا رونالدو؟
مک‌دونالد خوشمزه‌تر است یا کـے‌اف‌سـے؟
آنها پیش‌نویس پشت پیش‌نویس نوشتند
توافق شد کـہ خط ظریف وقتـے فارسـے بنویسد، قشنگ‌تر از خط کرے است
و خط کرے زیباتر است وقتـے انگلیسـے بنویسد
توافق شد کـہ پپسـے خوشمزه‌تر از کوکاکولاست
توافق شد کـہ تحریم‌ها بماند براے بعد؛ تا حریم‌ها شکستـہ نشود
توافق شد کـہ توافق بد بهتر از توافق خوب است و توافق خوب گاهـے همان توافق بد است
توافق شد کـہ فکت‌شیت ایرانـے همان گزاره‌برگ آمریکایـے است
توافق شد کـہ مبارک است ان‌شاءاللـہ
روزے شبیـہ دو‌فردایـے دیگر اگر بگویـے مرگ بر آمریکا، جرم است
سگ‌هاے آمریکایـے در راهند با شوهایـے شبیـہ شو باکو
در انتخابات مجلس بـہ حزب ریزگردها رأے بدهید، بـہ مک‌دونالد و ملک سلیمان با هم  ...
فردا پلاکارد‌ها دولتـے مـے‌شود
خیرمقدم‌ها دولتـے
شهدا دولتـے
و با ترانـہ‌هاے دولتـے ارکستر شبانـہ راه مـے‌اندازند
چقدر باید بگذرد تا ملتفت شوے برجام، یک جام شکستـہ است و قطعنامـہ آخرے یک تلـہ انفجارے
امروز اراک را سیمان مـے‌کنند، فردا مزار شهیدان را صاف
درون قبر هر شهید یک راکتور هستـہ ایست
هر شهید با استخوان‌هایش غنـے‌سازے مـے‌کند.
از استخوان هر شهید فریاد مرگ بر آمریکا بلند است
برجام گیوتین است بر گردن کودکان یمن، بر گردن غزه...
از زیر میزهاے مذاکره مـے‌ترسم، از تهدیدهاے روے میز نمـے‌ترسم
سوریـہ مـے‌رود... عراق مـے‌رود و مـےروند شیعیان نبل الزهرا و این تذهبون و استحالـہ همین است
امام وارد کربلا شد، حر سر رسید و گفت: اول مذاکره ...
شما اسبها و شمشیرها را تحویل بدهید تا هشت سال بعد و هیچ کار نداشتـہ باشید با یزید و معاویـہ و ابن‌سعد...
نگاه کن حالا تکنوکرات‌هاست خطاب سخنگوے حضرت آقایم
آقا فقط اشاره بر قرمزها کرد و سبزها قرمز را رد کردند
با داعش لابد باید زمانـے جنگید کـہ داخل خاک ما شده باشند
آن هم نـہ با موشک
با کلاش و تبر و سنگ و چوب یا با همان برجام شیشـہ‌اے، البتـہ با اجازه آقاے کدخدا
شکر خدا کـہ کلیدها بـہ کار آمد، درها را بستند و با همان کلید گلولـہ ساختند تا دلواپسان را یکـے یکـے بزنند
دلواپس نخست امام بود، مـے‌گویند پیرمرد برگشتـہ است از شعار مرگ بر آمریکا
دلواپسان بعد شهیدان بودند
گفتند: فقط فاتحـہ بخوانید و براے شهیدان دعا کنید، فقط یک دقیقـہ سکوت کنید
دلواپسان بعد سپاهیان بودند و خودشان رفتند در کریسمس شرکت کنند، با برجام عکس سلفـے بگیرند و بگذارند در اینستاگرامشان
و مادران شهید یکـے یکـے رفتند و اینها یکـے یکـے پست تازه گذاشتند در فیس‌بوکشان و پست تازه گرفتند
کلاه امیرکبیر را شبانـہ دزدیدند و بر حزب سیاسـے‌شان گذاشتند
و جملـہ‌هاے رهبرے را کم و زیاد کردند و از یاد بردند دلواپس بودن جرم نیست
مانور مشترک بـے‌بـے‌سـے و من و تو با روزنامـہ‌هاے سبز، مجلـہ‌هاے زرد
و یا یادمان آوردند با شهیدان غواص برخورد سیاسـے نکنیم کـہ شهیدان را بـے‌صدا دفن کنید و بـہ‌شیوه بـے‌بـےسـے در دلمان دعاے انگلیسـے بخوانیم
آنها رفتند تا پول ملـے‌مان دلار شود و دلار هم چنان بالا برود تا بورس‌ها زمین بخورند
اگر بناست نان ارزان نشود و بنزین گران شود و پول‌هاے آزادشده صرف شاتوبریان و برادران فابیوس شود، چرا مذاکره؟ چرا برجام؟
اصلاً خیال کنید کـہ هسته‌اے رفت مثل ترکمان‌چاے و ترکمان‌قهوه
شهدا کـہ نرفتند و مرگ بر آمریکا تمام نشده است و این روزها دوباره مـے‌گذرد
بـہ‌جاے این همـہ کیف چرمـے انگلیسـے
این همـہ کت و شلوار اتوکشیده و پیراهن‌هاے سبک دیپلماسـے
بـہ‌جاے این همـہ رزرو اتاق و این همـہ صبحانـہ کارے و این همـہ بریز، بپاش و بگو و بخند
بـہ‌جاے این همـہ شکلات و قهوه و ترکمان‌چاے
بـہ‌جاے این همـہ هارت و پورت و خنده و انگلیسـے حرف زدن، این همـہ قدقد و تخم طلایـے پوچ
اے‌کاش عقلشان مـے‌رسید و تو را مـے‌فرستادند
حاج قاسم عزیز
حتـے بـے‌هیچ مترجمـے تک و تنها،
حتـے با چشمهاے بستـہ
تو از آنها بهتر بودے
هزار بار مـے‌بینـے دنیاے عجیبـے است
آخر تخم خیار کیلویـے چند؟ خرم سلطان دیگر چـہ صیغـہ است و ابتکار سیرے چند؟
یکـے بیاید و این شبکـہ را عوض کند

قزوه





نگارش در تاریخ چهارشنبه 94 شهریور 25 توسط | نظر
قالب وبلاگ