سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
سـرّ قضـــا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی

3/4/90
11:42 ص


ســـــلام ای هیـــجان هــــزار ساله ے من       خیال و فکـــــــر و گــمان هزار ساله ے من


هنوز پرســـش من در محـــاق مے پیچــــد       کجاست مــرد جوان هزار ســـــاله ے من؟


هـــزار جمعه گذشت و هزار جمعه ے دیگر       اضـــافه شد به زمان هـــــزار سـاله ے من


چـــگونه بے تو نترســـــم کـه جمعه بعدے       دوباره جــــــریان هــــــزار ســــــاله ے من


بیا جلــــو تر از آنکه اجــــــل روانه شــــود      به قــــصد بردن جان هــــــــزار ساله ے من


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مـــرا از جمعه آغــــاز کن که از شنبه بیــــزارم       کــه از حس غریب و مبهـــم آدینه سرشــــارم


و از اعجاز شما در جمکران معــراج شعرے شد       که بعد قلــه اش هرگــــز نخواهد شد پدیدارم


غروب و انتــــظار و پنجــــره شد مال من آقــــا      کمـی تعجیل کــــن آشفته در این جمعه بازارم


برایم هفتــــه از دیدار تو آغـــــــاز مے گـــــردد       مـــــــــرا از جمعه ها آغاز کـــن از شنبه بیزارم


 


(شیدا شیرزاد)


فرستنده علی عرب زاده


مشخصات مدیر وبلاگ
 
صدرا[27]
 

زمان بادیست که مے وزد. هم هست و هم نیست. آنان را که ریشه در خاکِ استوار دارند از طوفان هراسے نیست. جنگ مے آمد تا مردان ِ مرد را بیازماید. پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند! اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. زمان ما را با خود برده است اما این صدا جایے بیرون از دسترس زمان باقیست، و روزها یکے پس از دیگرے مے گذرند. بادِ زمان در این شهر زمینے مے وزد ،نه در آن شهر آسمانے که در کرانه ابدیت، بیرون از رهگذر باد وجود دارد . آن روزها مانده اند و باد زمان ما را با خود برده است ... حقیقت همین است ... . آن روزها زمین و آسمان به هم پیوسته بود و مردترین مردان ، از همین خاک بال در آسمانها مے گشودند. زمین عرصه ے ظهور یک حقیقت آسمانیست و جنگ بر پا شده بود تا آن حقیقت ظهور یابد. زندگے ادامه دارد و حقیقت جز در لحظاتے کوتاه ، نقاب از چهره بر نمے گیرد. شقایق ها پژمرده مے شوند اما عشق و زیبایے ماندگار است. زمان بادیست که به نخلستان آسیبے نمے رساند؛ غبار و خس و خاشاک را جابجا مے کند. از خود مے پرسیدم؛ کدام ماندگار تر است؟ کوچه و خیابانها؟ تصاویر؟ و یا آنچه در بطن این فضای روے داده است؟ دیدم که این همه جز بهانه اے براے وجود و ظهور آدمے بیش نیست ، همان سان که حجاب هاے ظلمت و نور نیز، بهانه ے تجلیه ے حقیقت اند. دیدم که جنگ برپا شده است که تا از این خاک دروازه اے به کربلا باز شود و مردترین مردان در حسرت قافله عشق نمانند. و چنین شد...


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
لینک‌های روزانه
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
موسیقی


ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ